حجرات

مهندسی فرهنگی
 
دو جریان پول و فرهنگ و ضرورت یک بازنگری(مهندسی فرهنگی یا انقلاب دوم فرهنگی)
ساعت ۱٢:٢٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸٩/۱/۱۸ : توسط : رسول فخارزاده

     اصولاً در هر حکومتی دو جریان بزرگ وجود دارد که خرده سیستمهای دیگر را تحت تاثیر خود قرار می دهد، یکی جریان فرهنگ و دیگر جریان پولی که هر دو به مثابه رگ و اعصاب در بدن عمل می کنند. اگر چنانچه به بافت و عضوی از بدن خونی نرسد آن عضو فلج و چنانچه  فشار خون در عضوی بیشتر گردد،مویرگهای آن بافت پاره می شوند.یقیناً بزرگترین بازیگر اصلی جریان پولی را سیستم بانکی و در حوزه فرهنگ نظام آموزش و پرورش تشکیل می دهند.

     اما دو رکن مهم حاکمیتی یعنی بانک مرکزی که از آن بعنوان مادر بانکها ( به تعبیر اقتصاددان معروف پل ساموئلسون،موبدان قدرت آن کشور)و شورای عالی انقلاب فرهنگی، در راس این دو جریان قرار دارند که نقش راهبردی ،سیاستگذاری و نظارتی این دو جریان فرهنگ و پول را برای حاکمیت اعمال می نمایند.

      بعد از انقلاب شکوهمند انقلاب اسلامی ،علی رغم دستاوردهای بزرگ آن، امروز پس از گذشت سی سال از آن، شاهد انحرافات و بی ترتیبی هایی اساسی در این دو حوزه بودیم.بانکها ،قرار بود طبق وظیفه،همچون سدی پس اندازهای راکد مردم را جمع (تجهیز منابع)و طبق سیاستها و در مسیر معقول و در راستای بهبود شرایط اقتصادی و افزایش تولید به مصرف برسانند(تخصیص منابع).اما همه دیدند عمده این وامها وبه افرادی پرداخت شد که صلاحیت اخذ آن را نداشتند و بیشتر در امور دلالی و یا نزول خواری با بهره بیشتر کار سازی می شد. نتیجه آنکه در مقابل این افزایش نقدینگی ،کالا و خدماتی تولید نمی شد و تورم نیز زاییده این موضوع است.در مقابل این تعداد اندک تعداد زیادی نیزحسب شرایط نا معقول دریغ از گرفتن یک وام پس انداز ناچیز.لذا در جامعه عده ای بر این اساس (سرمایه دار شدن)روز به روز ثروتمندتر وعده ای نیز روز به روز فقیر تر(اختلاف طبقاتی).موضوع به اینجا ختم نمی شود مشکل دیگر اینکه قانون پولی بانکی بدون درک درست از واقعیت و نیاز ضروری جامعه و همچنین سیاستهای پولی و بدون فرهنگ سازی در خصوص اعطای تسهیلات و آموزه های بانکداری اسلامی شرایط محدود کننده ای بر اعطای وامها تعیین میکند.به نوعی با این عمل ضمن دروغگو بار آوردن جامعه؛ جریان پول  را در جامعه آغشته به حرام می کند.مثلاً اکثر افراد از روی اضطرار یا برای عروس و داماد کردن فرزند خود و یا هزینه درمان و یا تامین مالی بخشی از مبلغ خرید خانه از روی ناچار زیر بار محدودیت قانونی رفته  و آگاهانه و یا غیرآگاهانه و بدون در نظر گرفتن شرع و به دروغ فاکتور صوری و ساختگی تهیه می کنند.نهایتاً پول حرام وارد جامعه شده و اثر وضعی و تکوینی بر جامعه اسلامی می گذارد.

     در بعد فرهنگی نیز شورای عالی انقلاب فرهنگی بنا بود برای آینده این ملت فرهنگ سازی کنند و بر امور فرهنگی نظارت پویایی داشته باشد.هرچند اعضای آنرا افرادی انقلابی و وفادار به نظام وکاملاًمحترم و ارزشی را تشکیل می دهد،اما به لحاظ ساختار تشکیلاتی  و از حیث کمی و کیفی نیروهای این نهاد محترم بعنوان مرکز استراتژیک ، فرماندهی و نقش راهبردی آن  در برهه ها و رویایی های مختلف بویژه با غرب(شبیخون فرهنگی،تهاجم فرهنگی و انقلاب های مخملی) در طول عمر نظام مقدس جمهوری اسلامی تاکنون از وضعیت مناسب و از پویایی لازم برخوردار نبوده است .آنها باید با یک مدیریت واحد فرهنگی همه را واکسیناسیون فرهنگی می کردند.

     نبود یک نگاه ویژه به تدوین کتب درسی بعنوان اثر گذار ترین مولفه و نرم افزار در نظام آموزشی و دستورالعمل فرهنگی، از عمده کوتاهی های این نهاد بود .چرا که از اثر بخشی کافی برای دوره های سنی برخوردار نبود و اصولاً کارشناسی نشده بود .دشمن نیز دست روی همین نقطه ضعف گذاشته است .

       از مصادیق بی محتوایی کتب ،اینکه همسالان ما به یاد دارند در سال دوم ابتدایی درسی بعنوان راهنمایی و رانندگی در یک صفحه به طور کلی گویی از مخاطب خود می خواست که صرفاً به مقررات  راهنمایی و رانندگی احترام بگذارد.موضوع به این یک صفحه ختم می شد؛ تا اینکه چنانچه شخصی قصد گرفتن گواهینامه رانندگی می کرد؛می رفت و در شب امتحان کتاب آیین نامه را در ذهن خود بصورت محفوظاتی چند مانند کش تنبان ذخیره می کرد و بعد از امتحان آن را رها می کرد.در مقوله اقتصاد نیز در دوره ابتدایی و راهنمایی مطلب خاصی دیده نمی شد ،تا سال دوم دبیرستان که صرفاً درسی اختیاری بنام اقتصاد آنهم  با مفاهیم کلی و مختصر بسنده می شد.درسهایی مانند اقتصاد توسعه فقط در دانشگاهها بحث می شود .از مباحث و دانش حقوقی نیز خبری نیست لذا امروز شاهد حجم گسترده ای از پرونده های حقوقی در دادگاهها هستیم که ناش از جهل مردم است.در فقه و همچنین اصول اعتقادی نیز وضع به همین شکل .چند درصد مردم خمس می دهند.در این زمینه چقدر کار فرهنگی صورت گرفته است.وضعیت حجاب به چه شکل است.در سایر ابعاد اجتماعی نیز به همین منوال ...

       پس از گذشت سی سال از انقلاب شکوه مند اسلامی،ضرورت یک بازنگری اساسی در بسیاری از حوزه ها بویژه در دو حوزه ذکر شده احساس می شود.چه بسیار انتقادها،آسیب شناسی ها ،مقالات، پایان نامه ها از سوی اندیشمندان وصاحب نظران در طول این مدت ارائه شده است .حال که مشکلات ونارساییها و بی ترتیبی ها در کلیه حوزه هامشخص شده است؛ شایسته است با یک فراخوان عمومی وهمراه با یک اراده راسخ و از سر دلسوزی و نگرانی برای نسلهای بعدی خود و این مهم که (جلوی ضرر را از هر کجا بگیری منفعت است)کارشناسان و متخصصین علوم مختلف در قالب یک مدیریت واحد فرهنگی بسیج و بازنگری جدید و جدی صورت پذیرد ؛ما این بازنگری و اقدامات موثر، آنرا مهندسی فرهنگی بنامیم .در مجموع بابت برخی عقب گردها باید یک انقلاب دوم فرهنگی و تحت لوای مقام معظم رهبری از دید اینجانب ضروری به نظر می رسد؛در غیر اینصورت پیاده سازی برنامه های اول ، دوم ،سوم و....توسعه رسیدن به چشم اندازها صرف بودجه های زیاد در دشتهای بی فرهنگی مانند کشت و آبیاری در زمین شوره زار خواهد بود.عقیده شخصی اینجانب بر این است که اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی با کارگروههای تخصصی علوم مختلف، ساختار و اختیارات قانونی و الزام آور بیشتر بویژه حیطه نظارتی پویا و موثر این مدیریت واحد و بازنگری را انجام دهد.باید به میان مردم برویم و مشکلات را لمس کرد نه پشت درهای بسته.

مشکل زمانیست که بگوییم مشکلی وجود ندارد.بین خواستن و توانستن تفاوت است.ما می توانیم اگر بخواهیم.انشاءالله.

خدانگهدار


 


 
دکتر محمد جعفر غفرانی:سیستم آموزش سرمایه داری مخالف با تعقل و تفکر است
ساعت ٩:۳٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸۸/۱۱/۱۱ : توسط : رسول فخارزاده

استاد دکتر محمد جعفر غفرانی در مصاحبه تلویزیونی این شبهااین شبها

برداشت آزاد

دکتر محمد جعفر غفرانی( استاد دانشگاه وپژوهشگر علوم قرآنی) گفت: نظام آموزش سرمایه داری قصد دارد تفکر و تعقل را تعطیل کرده و فقط عادتهایی که مطلوبشان است را به دانش آموزان آموزش دهند.به ادامه مطلب...


ادامه مطلب را مطالعه کنید